چه کار کردی؟

چه کردی با من؟... میخواهم بنویسم...اما از چه؟ از که؟ و برای چه؟... وجود ملتهبم در انتظار گذشت لحظه هاست... اما برای شنیدن چه کلامی؟... می خواهم بنویسم... از تو.. از این نیامدن و قصد رفتن کردنت... می خواهم بنویسم اما دستهایم می لرزد... چه کردی با من؟... مگر چه خواستم از تو که دریغ می کنی؟ چه خواستی که نکردم؟... غ م نبودنت به جانم نیشتر می زند اما درمانی نیست که به مقابلش روم.... آخر تو تنها امید بودی تنها دعای شبانه ام...
وبلاگ بارانیان - نویسنده سارا (با کمی تصرف)
baranian.blogfa.com
+
محمدعلی پارسا - ۱٢:٠٠ ق.ظ ; سهشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩



